X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

اندر احوالات این روزها  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 16 مرداد‌ماه سال 1392 در ساعت 01:27

 
من و کودک الان این شکلی هستیم ! 

 

 

یعنی الان میتونه انگشت شست رو بمکه !  کلا هم اندازه ی یه لیموه!

 

من از بوی گوشت قرمز شدیدا حالم بهم میخوره. رفتم سه کیلو گوشت گرفتم 2 روز تو یخچال موند منتظر همسر که بره ورش داره خوردش کنه اما.. ! داستان همیشگی! بهش میگم این گوشته مونده. میگه ماسک بزن خوردش کن ! دیگه دیدم یه روز دیگم بمونه باید بدم گربه ها بخورن آوردم روسری بستم به دهن و بینی ! تا هیچی حس نکنم. همشو خورد کردم 200 گرمش مونده همسر عذاب وجدان گرفتن !!!!!!!!! اومده به زور ازم میگیره میگه نه بقیشو من خورد میکنم !!!!!! همچین میگه بقیش انگار فقط 200 گرمشو خورد کردم و بقیش مونده !!! گفتم همین یه ذره مونده همونجور که 2 کیلو و 800 گرمشو خورد کردم اینم خورد میکنم ! به زور و دعوا ازم گرفت. میدونم دیگه . برای اینکه فردا نتونم بگم کمکم نمیکنی!  

 

شوهر هررررررر چقدم که عاشقت باشه باید تنبل نباشه !  

رفتم یه باکس آب معدنی گرفتم ( جریان کمبود آب رو دارین که)  بعد آوردمش بالا. همسر میگه واااااااای اینو چرا آوردی بالا؟ سنگینه برات خوب نیست ! میگم خب همش 3 کیلوه دیگه. میگه دقیقا چطور حساب کردی؟  این 9 کیلوه !! 

من: وااااااااااای راس میگیا !

baby development