X
تبلیغات
رایتل

اینجا... خونه ی عشق...  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 5 شهریور‌ماه سال 1392 در ساعت 02:18

12 روز خونه نبودم. مسافرت خیلی خوش گذشت هر چند گهگاهی اذیت شدم. وسطاش انقد دلم برای عشقم تنگ شده بود به غلط کردم افتادم که دیگه من غلط کنم تنها برم مسافرت! اما خب دوباره برا مسافرت بعدی یادم میره!!!! آخراش واقعا لحظه شماری میکردم برگردم به این شهر کویری...  حتی یادم رفته بود دیگه آب هم قابل نوشیدن نیست و آب معدنی میگیریم...  

با مامان اینا شنبه ظهر رسیدیم اینجا. 

تا آخرای مسافرت یه شکم معمولی داشتم که وقتی تاب شلوار میپوشیدم کاملا اسپورت و فیکس بودم. اما تو یه هفته خیلی ناگهانی شکم در آوردم!  و الان دیگه معلومه نی نی دارم  مامانم بی صبرانه منتظره بریم سونوگرافی برای تعیین جنسیت  دیروزم که رفته بودیم خیابون و سیسمونی فقط قدم بزنیم و نگاه کنیم، طی یک عملیات انتحاری مامان سرویس خواب نی نی رو خرید!!!!!!!!  دستش درد نکنه :) الان اتاق نی نی رو چیدیم!!! و نی نیم تخت و کمد و دراور و ویترین داره  نامرده هر کی تو دلش بگه چقد عجول  خب ذوق داشتیم دیگه! 

 

بدون شک همسرم از بهترین همسران دنیاس  تازه به این نتیجه نرسیدما ! جدیدا بیشتر به این نتیجه رسیدم  وقتایی که عصبیم یه چیزایی میگم یا مینویسم شما باور نکنید  

 

baby development