X
تبلیغات
رایتل

اولیش  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 13 شهریور‌ماه سال 1392 در ساعت 16:43

باید دهم میرفتم مرکز بهداشت برای مراقبت بارداری اما پروندمو گم کردم  اصلا یادم نیست کجا گذاشتمش  

امروز زنگ زدن دعوام کردن گفتم چراااااااااااا نیومدی هنوز؟؟؟؟؟ یه سری قرص و اینا هست باید ببری وقت سونو هم داری. 

خوشم اومد از اینکه واقعا مراقبت بارداریشون درسته . اولش که تشکیل پرونده دادم فک کردم الکیه. اما دوستم گفت یه سری مهمون داشته نی نیشو نبرده برای نمودار وزن. بهش زنگ زدن گفتن زودتر بیا.  

دیروز نی نیم اصلا تکون نخورد. یعنی من چیزی حس نکردم. نگرانش شدم. شب وقتی همسر خوابش برده بود گفتم همسری؟ دیدم جواب داد  گفت بله؟ گفتم نی نیم تکون نخورده امروز ! یه کمی نگران شد و بعد گفت ایشالا چیزی نیست. زودم خوابش برد. هنوز یه ربع نگذشته بود نی نی تکون خورد ! گفتم همسری؟ دوباره برخلاف انتظارم جواب داد  گفتم بچم تکون خورد!  یه لبخند خوشگل بهم تحویل داد و گفت خب خداروشکر   بعد منم خوابم برد  

رفتم  بلیط رفت و برگشت گرفتم و اینارم خریدم برای امشب تو راهمون. زیاده؟  یه ساندویچی چیزیم میخوام درست کنم.نون باگت داریم تو فریزر. گوجه اینام داریم. شاید کتلت درست کنم. نمیدونم. 

لباسم اینو برداشتم. دوتا مانتوی حاملگی هم برداشتم کلا خوشتیپ برم  تو صورتیه شکمم بزرگتر از چیزی که هست نشون میده اما آبیه اصلا شکممو نشون نمیده. 

3 یا 4 تا سفر دارم این ماه. این اولیشه. بعدیشم عروسی خواهرم. بعدیشونم اصفهان و شمال. ان شاالله بدون مشکل بگذرن

baby development