X
تبلیغات
رایتل

تصادف  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 19 شهریور‌ماه سال 1392 در ساعت 12:40

دیشب اومدم تهران. 

حدودای 10 و 11 شب بود رسیدم. با اتوبوسای اصفهان اومدم.  الان این لینکارو خوندم خیلی ناراحت شدم.  دیشب  یه ساعت بعد از اینکه  تو اتوبان بودم اتفاق بدی افتاده ... خیلی ناراحتم مخصوصا وقتی که خبرو خوندم  زنگ زدم به همسر و همسر گفت که کیا فوت شدن... خدای من... :(  

گوشیم خاموش بود وقتی ساعت 11 صبح روشن کردم تقریبا همه ی دوستام زنگ زده بودن! تعجب کردم امروز چه خبره همه به من زنگ زدن! الان که خبرو دیدم فهمیدم نگرانم شدن.

 

لینک یک   لینک دو   لینک سه 

دستام داره میلرزه...  

 

فردا صبح میرم "نور" خدا کنه استادم باهام راه بیاد. برام دعا کنید. همسری گفت شنبه میاد اینجا. یعنی همون روز عروسی. بعدش یکشنبه با قطار برمیگردیم  اردکان. خواهر شوهری هم با ما میاد :)

baby development