X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

انار  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 2 آبان‌ماه سال 1392 در ساعت 14:46

  با شروع این فصل خوشرنگ، همینطور انار هست که روانه ی خونه ی ما میشه :) از لطف دوستان و اطرافیان و چون تقریبا همه ی خونه های اینجا حیاطشون باغ انار هست ( غیر از خونه های نوساز) ما به این فیض میرسیم! 

پارسال انقدر انار اضافه اومد که دیگه نمیدونستم چیکارشون کنم. تو نت یه سرچی کردم و نتیجش شد رب انار و ترشی انار  امسال هم شروع شده... فعلا که سعی کردم همشو بخورم! دیروز دوستم از خونه ی مادرشوهرش کلی انار آورد واسم. امروز دوستم از خونه ی عمش. صاحبخونمون از حیاط مادرش. سوپری سر کوچمون نمیدونم از کجا! بهم انار دادن. و همچنان ادامه دارد.... تا وقتی که انارها ته بکشن!  

انار : Pomegranate 

  

 

 امروز تنهایی کار استیکر و تابلو سه تیکه ی اتاق نی نی رو تموم کردم. هر چند دوست داشتم صورتی میبود. همچنان گوشی ندارم براتون عکس بذارم. 

 

 دیشب همسری گفت خیلی دلش میخواد زودتر بهمن ماه بشه و بچشو بغل بگیره!  

هیچ وقت فکر نمیکردم انقدر مشتاق باشه . کلی ذوق کردم !  

 

 پریشب همسر نشسته پای وبلاگم میگه eeeee عزیزم قالبتو عوض کردی؟چه خوشگله !!  من:  خیلی وقته!!!!!!! اونقدر که یادم نمیاد قالب قبلیم چی بود! میگه: eee خب من ندیده بودم. من: از بس به وبم سر میزنی  

 

   

  هیچی دیگه ! دوتا عید اومد و رفت ما همچنان بی گوشی! همه ی شماره ها هم تو گوشی عزیزم هست. بعدش الان من یه گوشی دستمه که باهاش نمیشه حرف زد فقط میشه اس داد ! بعد تو این دوتا عید کلی تبریک و اینا داشتم که 10% شون رو شناختم (حدس زدم) 90% رو نفهمیدم کی اس داد و کی تبریک گفت و ...! تنها کاری که کردم تو جوابشون گفتم مرسی عید شمام مبارک  از اونجایی که من مارکو پلو هم بودم از 911 تا 918 و 919 و کل ایران مسیج داشتم! ایرانسلم که خدا خیرش بده ! از رو شمارم نمیشه حدس زد کدوم رفیقت اس داده ! 

 

 عیدتون مباررررررررک

baby development