X
تبلیغات
زولا

من ِ خوش اندام!!!  چاپ

تاریخ : شنبه 16 آذر‌ماه سال 1392 در ساعت 00:57

فیفا داره قرعه کشی رو انجام میده میگه بیا مجریشو ببین! میبینم! (یه خانوم به قول فردوسی پور با لباس ِ یه خورده ناجور!) شب که رفتم دوش بگیرم مثل مجریه لباس میپوشم! داره تلویزیون نگاه میکنه میرم جلوش و میگم ببین!!! مثل مجری فیفام حتی خوش اندام تر از اون  فقط یه کوچولو شکم دارم اونم تقصیر بچته  ( شکم به این گنده ای = یه کوچولو شکم!!!!!!!)  

  

5 شنبه باهم رفتیم یزد. نیم ساعتی سر اتوبان وایسادیم ماشین گیرمون نیومد واسه همه ماشینا دست بلند کردیم.( آخرشم یه مینی بوس داغون گیرمون اومد! همسر نمیخواست سوار شه من گفتم سوار شیم. میخوام بگم اگه تنها بودم شاید مثل همیشه خیلی واسم سخت میگذشت و کلی غر میزدم. اما در کنار همسر بودن اونقدر خوب بود که اون همه مدت کنار اتوبان وایسادن و گیر نیومدن ماشین و خسته شدنم و نشستنم روی زمین!! هیچ کدوم به چشمم نیومد  حتی سوار شدنمون به مینی بوس قراضه و پرت شدن از روی همه ی دست اندازها و طولانی شدن راه همه واسه من در کنار عشقم خیلی آسون گذشت :) بعد از مطب هم رفتیم رستوران شاهنامه که نزدیک مطب بود و همسر از محیطش خیلی خیلی خوشش اومد و اونجا کلی از من عکس گرفت  که دخملی هم تو عکسا معلومه  حس میکنم آخرین رستوران دونفرمونه! نمیدونم! شاید بازم رفتیم. خیلی دوس داشتیم بریم یه کمم بگردیم چون کم پیش میاد با هم بریم یزد اما خب نماز نخونده بودیم و همه ی مسجدای خیابون قیام رو رفتیم یا تعطیل بودن یا خراب شده بودن :( مجبور شدیم سریع آژانس بگیریم بریم خونه ی فامیلا نمازمونو بخونیم. دیگه نشد بگردیم. 

baby development