X
تبلیغات
رایتل

...  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 21 فروردین‌ماه سال 1393 در ساعت 16:33

۲۸ اسفند خیلی یهویی تصمیم گرفتم با خواهرم اینا که اومده بودن دیدن پرنسس برم قم. انقد تند تند واسش لباس جمع کردم که یادم رفت حتی یه مانتو واسه خودم بردارم! چادر انداختم سرم و با لباس تو خونه ای پریدم تو ماشین! چون قرار بود این عید هیچ جا نریم اسم همسری تو همه ی شیفت های کارخونه بود!! و من و دخملی تنها رفتیم. و اینگونه شد که واکسن خانوم خانوما رو اونجا زدیم. همچنین خانوم کلی عیدی کاسب شدن!!!! و با پولاش یه سکه و یه ربع واسش خریدم و هنوز 175 تومن از پولاش باقیه! بابای پرنسس تلفنی گفت طلا گرون و ارزون میشه نخر. پولاشو بیار! گفتم نخیر پولاشو بیارم خرج میشه! همش مال خودشه سکه میمونه واسه آیندش  روز 11 عید هم برگشتیم به دیار پرنسس ( پرنسس اینجا به دنیا اومده دیگه ) از روز11 تا17 هم مهمون داشتیم. کل سال همش میگفتم ما سال تحویل سه نفریم اما خب من و خانوم کوچولو بی معرفتی کردیم گذاشتیم رفتیم. همسر عزیز سال تحویل تنها بودن! 

 13 روز قم بودم اما نتونستم حرم برم:( 

 

پریروز دختر کوچولوی ما سرمای شدیدی خورد. همه اطرافیان گفتن دارو نداره چون معدش تکامل نیافته هستش. تو نت سرچ کردم از سرماخوردگی زیر سه ماه بسیار بد یاد کرده بود طوری که من به صورت مظلوم پرنسس نگاه میکردم فقط دلم میخواست زنده بمونه! جاهای مختلف نوشته بودن سرماخوردگی نوزاد زیر سه ماه منجر به بیماری های عفونی بعدی میشه و ...  

شب اول که دخملی تا خود صبح خوابید حتی واسه شیر بیدار نشد اما من از استرس تا خود ِ خود صبح لحظه به لحظشو بیدار بودم. صبح همسر گفت دخترم چرا دیشب نخوابید؟ من گفتم اتفاقا تا صبح خوابید ! گفت eeee  پس چرا من هر بار بیدار شدم دیدم تو بالا سرش بیداری؟ گفتم از استرس زیادی که داشتم ! مدام چک میکردم تب نداشته باشه.  

بعد از یه تحقیق چند ساعته خودم دوره ی درمان رو شروع کردم! اولین کار، خونه رو بخور اکالیپتوس دادم! بعدش آب جوشیده سرد شده به دخملی چندین بار دادم که مایعات بدنش بالا بره و دفع ادارارش زیاد بشه و زودتر خوب شه و شیردهی رو زیاد کردم تو بینیشم قطره بینی ریختم. امروز از عطسه های شدیدش و آب ریزش بینی و سرخی چشماش خبری نیست. اما خس خس سینه رو همچنان داره. ان شاالله زودتر بهتر بشه عروسک ِ باباش  

 

توی عکسی که دخملی سوار ماشینه شفاف سازی کنم ماشین خودمون نیست و ماشین بابامه  و یه سفر یه روزه هست که صبح رفتیم شب برگشتیم. ما هنوز ماشین نخریدیم و من کم کم دارم قانع میشم نخریم ! وقتایی که واقعا لازم داشتم نبود حالا دیگه میخوام چیکار؟ بانکی که قرار بود بهمون وام بده بعد از انجام کلیه مراحل و بردن دوتا ضامن و گرفتن حدود 60 میلیون چک !!! گفت 5 تومن بریزید به حساب تا وام رو بریزیم به حسابتون و 5 تومن تو حساب میمونه تا تسویه وام که 5 ساله هست ! منم عصبانی شدم گفتم اگه 5 تومن داشتیم که وام نمیگرفتیم ! آقاهه هم فرمودن خب الان قانون این وام همینه ! جالب اینجاس درست یکی دو هفته قبل از اقدام ما قانون اون وام این نبود ! ونیاز به پولی که باید تو حساب بخوابه تا تسویه وام نبود! حالا ما هر چی دودوتا چهارتا میکنیم نمیدونیم میصرفه یا نه. آخه 5 سال دیگه 5 میلیون به چه درد ما میخوره؟ اصلا اون موقع ارزشی داره؟؟؟؟؟!!! 

توی ماه 9 وقتی به سختی چندتا پله رو بالا میرفتم انقدر دویدم دنبال وام. حتی هفته ی اول زایمان با کلی بخیه و درد یه روز از خونه زدم بیرون و ادامه کارای وام رو انجام دادم تا بالاخره به مرحله ی آخر یعنی امضای رئیس رسیدیم! و امضا رو گرفتیم و تمام. که زنگ زدن گفتن بیاین 5 تونن بریزین به حساب!

baby development