X
تبلیغات
رایتل

پیغام گیر تلفن + گندم شادونه  چاپ

تاریخ : شنبه 30 فروردین‌ماه سال 1393 در ساعت 12:01

* موقع سال تحویل رو گوشی تلفن خونه برای همسری پیغامی گذاشتم سرشار از شیطنت و عشق  و ابراز محبت  

روز 11 عید برگشتیم منزل و به قول همسری جمع خونوادش تو خونه ی ما جمع شد یعنی همه خواهر برادراش و مامان باباش و عروس دومادا بودن. وقتایی که بیرون میرفتیم همیشه باهم نبودیم. یکی زودتر برمیگشت خونه یا یکی نمیومد مثلا.  

روز 13 یا 14 بود که از روی عدد پیغام گیر متوجه شدم یکی همون روزِ  13 یا 14 یپغامای پیغام گیر تلفن خونمون رو گوش داده . از همسری پرسیدم تو پیغامگیر رو گوش دادی؟ گفت نه. 

حالا من تک تک اعضا رو در نظر میگرفتم و صدای پیغامم که تو خونه میپیچه واااااااااای میخواستم آب شم  

عاقا خب یعنی چی چرا پیغامای تلفن خونه یه زن و شوهر رو گوش میدین  

یاد یه جاش میفتم با یه صدای  بچگونه خیلی مسخره میگم: دوستت دارمممممممم آوینم دوستت دارررررررره  

 

 

** مامانم واسم کلی گندم شادونه خریده که شیرم زیاد و مقوی باشه ! من نمیدوستم همسری گندم شادونه دوست میداره !  

موقع فیلم دیدن، همسری میگه: زینب؟ من :بله؟  همسری: یه کم از گندم شادونت میاری بخوریم؟ خخخخخ ( دقیقا یاد بچه ابتدایی ها میفتم که یکی با چشم پر التماس به اون یکی میگه یه کم از خوراکیت میدی بخورم )  

رفتیم تو تختخواب ، چراغارم زدیم که بخوابیم یهو همسری میگه گندم شادونه بیار بخوریم  

دیشب داشتیم فیلم میدیدیم کلی خوراکی گذاشته بودم میوه چایی سوهان کاکائو . یهو همسری میگه : خیلی گدایی. 

من:  چرا؟؟؟؟؟؟؟؟ 

همسری: چون از گندم شادونت نمیاری بخوریم

baby development