صبح ساعت شش و نیم همسری رسید :) باید زودی میرفت سرکار! از در که اومد تو ، بعدِ یه بغل طولانی ، گفت بوست نمیکنم چون سرما خوردم بعدش تند تند رفت وضو گرفت نماز خوند و مسواک زد که بره سر کار. قبلش اومد کنارم دراز کشید تا یک دقیقه وقت باقی مونده رو پیشم باشه اما من سفت بغلش کردم گفتم نمیشه یه کم بمونی، بعد بری
اونم که از خدااااااااااااش بود من همچین پیشنهادی بدم
سریع قبول کرد
بهش گفتم زنگ بزن به دوستت اگه سرکار میره و میشه باهاش بری ، پیشم بمون وگرنه ارزش نداره با سرویس نری و اون همه کرایه آژانس بدی (آخه کارخونه 30 کیلومتر بیرون از شهره) همسری هم که میترسید یه وقت شاید دوستش نره گفت نه ! زنگ نمیزنم، ایشالا که دوستم هست باهاش میرم !
دوستش معمولا ساعت 7:15 میره. دیگه 10 - 15 مین وقت داشتیم ! همچین آدمایی هستیم ما ! به خاطر 10 -15 دقیقه با هم بودن حاضریم ریسک احتمال مجبور شدنِ گرفتنِ ِ آژانس رو بپذیریم !
دوباره همسر یادآوری کرد چون سرما خوردم بوسِت نمیکنم ! ای بابا ! حالا انگار من اصرار دارم بوسَم کن!
همش دست و پامو میبوسید، آخرشم طاقت نیاورد صورتمو بوسید
انقدرررررررررررررر اون چند دقیقه زود گذشت انگار چند ثانیه گذشته
بعدش زنگ زد به دوستش. خداروشکر دوستش گفت اینجاس و داره میره سرکار. عشقم به کمک من در عرض 30 ثانیه آماده شد! و پرید رفت سرکوچه که به دوستش برسه با هم برن. من موندم و خماریِ اون چند دقیقه بودن با همنفسم! انگار خواب دیده بودم !
منتظرشم ایشالا ساعت 5 بیاد و این بار یه دل سیر کنار هم باشیم.
خدایا ، شکرت.
اوخی :)
چه شیرین و ناز
خداروشکر که دلتنگیت رفع شد
نه ندارهـ :(
عزیززززم چقدر قشنگ. چه مهربونانه..
بسلامتی زی زی جونننن
چشات روشن
انشالله زود میاد...تا 5 راهی نمونده مامان کوچولو دل تنگ
ای شیطونا!
از کمترین زمان هم خوب استفاده میکنینا!!
÷یشمون بیا!
! yes
خوبی زی زی جون مادرشوهری عمل کرد خداروشکر موفقیت آمیز بود ممنون اومدی عزیزم
ان شاالله همیشه سلامت باشن
خدا حفظ کنه مسترو....از ثانیه هم استفاده میکنه
با من قهری؟
نه بابا ! چرا باید قهر باشم؟
آخه نازی ...
اتفاقا همسری منم چند روزی نبود وقتی اومد یه دل سیر تو بغل هم خوابیدیم و کلی انرجی گرفتیم از هم
همیشه آدم باید وقت شناس و بهتره بگم فرصت طلب باشه
خو بعد کلی دلتنگی شوعرتو دیدی حق داشتی ثانیه ای از کنارش دور نشی
ایشالا همیشه عشقولانه بمونین
آخی
ایشالله همیشه با خوبی و خوشی کنار هم باشین
ای جانم .
الان حتما پیش همین .
عشقتون پایدار
ینی من هلاک این عشق جیخمولی شمام...
ایشالا که همیشه قلبتون به عشق هم بزنه..
الان به سلامتی اومده خونه...زنده باشید خانم آقا
عزیزم تو بگو ۵ دقیقه ۱۵ دقیقه که عالی بوده
مهم همون حس کنار هم بودنه
عصر خوبی داشته باشی
آررررررررررره دقیقا !
کاملا درکت میکنم
چون من بخاطر اینکه از شریک دور نباشم دو شب باهاش تو اتوبوس خوابیدم و این راه طولانی رو تاتهران رفتمو برگشتم
الان یک عدد آنیل له شده هستم اما همین که پیش شریک بودم خوبه
آفرین خانوم فداکار :)
آخی چقدر عژقولانه
خدا محر و محبتتون رو ب هم چن برابر کنه
na baba
سلام زی زی خانومی
خوب هستی ان شاالله؟ نی نی نازت اوضاعش مساعده...؟
اینطور که من استنباط کردم توی شهریور روی هم رفته یک هفته هم خونه عشق نبودی ها...حواست هست؟
ماشاالله مامان اکتیوی هستی...
خداروشکر که همسر محترم هم به سلامت برگشته پیشت...امشب سه تایی کنار هم هستید
ان شاالله همیشه خونه عشقتون پررونق باشه
راستی از پایان نامه ت توی سفر اخیر به شهر دانشگاهت دفاع هم کردی...؟؟
na azizam. Defa sale bad !!! Felan mashqule kare amaliam
پس الان دیگه حسابی دیدیش دیگه.
چیو پاک کنی؟!
پس الان دیگه حسابی دیدیش دیگه.
چیو پاک کنی؟!
آره تو نبینی بهتره
واییییییییییییی زینب من چقدر عقب بودم باورت میشه ۱ ساعته دارم میخونمت و عکس میبینم و کلی ذوقیده شدم
ای خدااااااااااااااااااااااااااااااا دختر میخوااااااااااااااااااااام
خیلی خوشحالم که نی نی تون دختره البته پسرم بود خوشحال بود ولی من دخمر خیلی دوست دارم ایشالا که به سلامتی به دنیا بیاد
لباساش خیلی خوشگل بودن وسایلشم همین طور
زینب الان دیگه گردلی شدی....
من بودممممممممممم اون بالایی
اخی ی ی ی ی ی ی ی ایشالاهمیشه عشقتون پایدارباشه زی زی جونم
عشقتون پایدار
چه عشقولانه
امیدوارم همیشه همینقدر عاشقانه کنار هم باشید.
این دقایق کوتاه کنار هم بودن خیلی لذت بخشه و شیرین
خدارو شکر که دوستش بوده و تونسته با اون بره که شیرینی کنار هم بودن چند برابر شه
لحظه های شیرینیه اینطور مواقع
ایشالله ساعت 5
خوش و خرم باشی همیشه عزیزم خصوصی
چشمت روشن
ای ناقلا
خوش باشییییییییییییییییییییییید
حالا حتما تا الان فرصت داشتید باندازه کافی کنار هم باشید
ایشالله که همیشه همینطوری بهم عشق بورزین عزیزممم
اقاقیا همونه که بالاتر از میدون میثم میشه؟من تو قم آرایشگاه خوب نمیشناسم و برای همه ی کارام میرم تهران بخاطر همین سوال کردم زی زی جون
طرف سجاد غربی وشرقی
آخی ای جان!
ایشالا دلیل نفست همیشه کنارت باشه(چی گفتم)
چه زندگی خوبی تو دقیقه زندگی میکنید شما؟؟
yes
عکس گذاشتم قبل اینکه رمز آرشیو شه دوس داشتی بیا ببین عزیزم
آدرس وبتو میذاشتی
زی زی شما قم زندگی میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا؟
سلام عزیز دلم خوفی زینب جونم؟؟؟؟
جات خالی تا دیروز یزد بودیم
خواهر راستی یادته دانشگاه یزد بودم عایا؟؟؟؟؟
انتقالی گرفتم برگشتم مشهد
چندتا از دوستا و همکلاسیامم انتقالی و مهمانی گرفتن برگشتیم مشهد از کویر نجات یافتیم
ولی عین خرررر دلوم برا یزد تنگ شده نمیدونم چرا اصن یه وضی دارما
راستی این پیام خصوصی میباشد تاییدش نکن
چاکریم
قبل از اومدن به یزد اومدم وبت که بگم دارم میام یزد که اگه شد و دلت خواست ببینمت اما دیدم نوشته مسافرتی و اینا دیگه هیچی نگفتم
قربون نی نی برم من وای کی میاد ببینیمش این دخمل خانم ناناز؟؟؟
زی زی چرا فکر کردی من دل ندارم؟
قرررررررررررررررربونت برم عشقتون واقعیه هم همسرت و هم خودت میدونین رابطه رو چجوری گرم نگه داری اینو خوب میشه از نوشته هات فهمید
اسمتو ننوشتی


سلام بانو
اول طالبی رو یه روز قبل از درس کردن ژله میزاری تو یخچال که سفت بشه
بعد طالبی رو از وسط نصف میکنی،تخمه هاشو میریزی بیرون و یکم توشو خالی میکنی
ژله رو درس میکنی و میریزی توش اما بجایِ یه لیوان آب سرد،نصفِ لیوان آب سرد میریزی که غلظت داشته باشه
بعدم که بست با یه چاقویِ تیز برش میزینی و میل میکنی
مواقعی که من از دوستم جدا میشم این حال و روز و دارم. حتی اگه روزها باهم باشیم. همیشه لحظه جدایی سخته
آدرس وبت اشتباهه :(
* پایینیو زدم درست بود :)
سلام زی زی بانو جون
میگم خوشبحالت عجب شوشوی باحالی داری ها :) من آرزومه که شوهرم دستمو ببوسه اما عمرا همچین کاری کنه بعد تو شوهیت دست و پاتو میبوسه اونم بدون اینکه ازش بخوای واااااایییییییییییی
خوش بحالتتتتتتتتتتتت
آدرس وبتو میذاشتی :)
وبم رو بستن نمیدونم چرا؟!
نگفتی چی کا کردی شوشوی تو اینقدر زذ شده!!
زی زی جون باید بهم یاد بدی چی کار کردی باشه؟؟ :)
منم میخوام شوورم دست و پامو بوس کنه ینی آرزومه هزینه آموزشم هر چی باشه نقدا میپردازم :)
قدر عشقتون رو هم بدونید که الان ارین عشقا کمه البته کم که چه عرض کنم نیست
من کاری نکردم! خب منم با همسرم همینطوریم ! متقابله در واقع. وبتو چرا بستن؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ینی تو هم دست و پای شوهریتو میبوسی ؟! دمتون گرم چه زوج باحالی :)
نمیدونم والا چون شاید یکم عشقولانه نوشته بودم توش :))
نه ! یعنی منم خیلی کارا براش میکنم! مثلا :
حالا بوسیدن نه. اگه از اینکه پاهامو میبوسه فکر کردی خیلی عاشقه منظورم این بود که منم هر شب پاهاشو براش کرم میزنم و مالش میدم که ساعتای زیادی تو کفش های صنعتیه تَرَک نخوره و پاشنه ی پاش خراب نشه.
باید عاشق بودن رو از خودت شروع کنی
اون وقت میبینی همسرت هزار برابر عاشقته.
آره خوب راس میگی اما شوهر من خیلی مغروره عمرا اگه من 1000 بار هم ازین کارا کنم اون حتی دستمم نمیبوسه :(
نمیدونم چرا اما من خیلی دوس دارم اونم ازین کارا واسم بکنه
حتما وقتی دستو پاتو میبوسه کلی حال میکنی نه ؟؟ حوش بحالت آدم حس میکنه شوهرش واقعا با تمام وجودش دوسش داره که اینطوری ازش تشکر میکنه
باید باهاش صحبت کنی. بگی دوس داری.
نباید خجالت بکشی.
ما همیشه صحبت میکنیم.
ببخشیدا اینقدر سوال میپرسما عوضش کلی خوشحالم یه دوست خوب و ناناز پیدا کردم :* ینی چی بگم؟؟ ینی تو بهش گفتی من دوست دارم تو دست و پامو ببوسی؟؟
یه آی دی وبلاگی چیزی بده. اینجا نمیشه که حرف بزنیم
آیدی یا وب ندارم به جاش چی چی بذارم؟؟
اینم جواب یک شاعر به سوال سرکار ، در جواب کامنت پست بالامم باید بگم شما سرورید زی زی خانم ما هم خیلی باشیم خاک کوی شما ، البته اگه لایق باشیم :*
به به خانوم شاعر



نگفته بودی
عجب فکر خوبی کردی اما من اگه به شوهرم بگم احتمالا به تیکه بهم میندازه و ضایم میکنه :)
راستی رمز اون خاطرت رو هم به من میدی؟؟
حالا امتحانش ضرری نداره!
اون خاطره نبود. یه درد دل واسه خودمه
راستی چرا افتر شیو اون بنده خدا رو به پاهات زدی؟؟ :)
حتما برای اینکه وقتی میخواد بوس کنه بوی خوب بده :) قافل از اینکه میفهمه این کارو کردی و ... :)
نه بابا! واسه اون نه
باشه ایرادی نداره اما نمیدونم چرا هرچی که آدم نمیتونه بخونه رو بیشتر دوست داره بخونه :)
راستی پس کی واسه اون پست نظر گذاشته؟ ینی کس دیگه هم میدونه دیگه :) :*
به نظر من که نیست تو خودت اینطوریییییی؟؟؟
آره خب !