بابای بچه ساعت 6.5 رفته سرکار 10 شب در نهایت خستگی اومده خونه. یه دوش گرفته و رفته تو تختخواب. منم که کل دیروز به عز و التماس افتادم دخملی نیم ساعت بخوابه منم بخوابم. اما دریغ از 5 دقیقه. خلاصه گفتم ما هم میایم تو تختخواب زود بخوابیم!
صحنه: تختخواب دونفره ی ما . عرضی خوابیدیم ( 90 درجه چرخیدیم که جا بیشتر باشه بچه رو یه وقت له نکنیم! ) ترتیب قرار گیری : من قسمت بالای تخت . دخملی با بند و بساطش!!! وسط تخت . بابای دخملی انتهای تخت با فاصله ی بسیار از دخملی! از ترس ضربه به بچه!
خب حالا لامپارو خاموش کنیم لالا کنیم!
دخملی :
من: دخترم ، عشقِ مامان ، بعد از این همه ساعت لطفا یه ارفاقی بهم کن ! یه کوچولو بخواب!
دخملی :
بابای دخملی : زینب خواااااااااااااااااااااااااهش میکنم هرکاری میکنی بکن !!!!!!! فقط امشبو بخوابه که دارم از خستگی میمیرم فردام باید 6 صبح برم!
من:
و اینگونه شد که اینجانب تا وقتی خروس همسایه پشتی شروع کرد به خوندن نقش پستونک دخملی را بازی کردم
یعنی رسما خود ِ خود پستونک بودم. چون خانوم نه شیر میخوردن ( گرسنه نبود ) نه ول میکرد! میخواست هم باشه هم شیر نخوره. هر چی با زبان خوش گفتم دخترجان خیالت راحت مال خودته به کتش نرفت که نرفت!
حتی کار به جایی کشید که منی که شدیدا با شیئی به نام پستونک مخالفم رفتم از سیسمونی خانوم پستونکشو آوردم با آب جوش ضدعفونی کردم گذاشتم دهنش ( در این حد کلافه شده بودم ) اما خانوم کوچولو اوغ زدن !!!!!!! و پستونک رو پس زدن!
آخی عزیزم.زی زی جونم تازه اول راهی.بعدا دلت ئاسه همین شب بیداری ها تنگ میشه.راستی خیلی وقته پیش من نیومدیا.
نازی عزیزم
همه میگن بچه تا 3 ماهگی سختیش خیلی زیاده مخصوصا کم خوابی. متاسفانه نقطه ضعف من و همسری هم کم خوابیه. امیدوارم این روزای سخت زودتر تموم شه دوستم
عسیییییییییسسسسسسسسسسسسم یعنیا اینو گفتی دوس داشتم اون لحظه اونجا میبودم قورتش میدادم .
جیگرشو
این تازه اولشه
حالاحالا ها دارید باهاش !!!!!!!!!!!!!
ولی خوب دیگه
هر که را طاووس خواهد جور هندوستان کشد
خداوند براتون حفظش کنه
شانس آوردی پسر نیست
وگرنه تا ۴۰ روز همین داستان رو داشتی
این تازه اولشه
حالاحالا ها دارید باهاش !!!!!!!!!!!!!
ولی خوب دیگه
هر که را طاووس خواهد جور هندوستان کشد
خداوند براتون حفظش کنه
شانس آوردی پسر نیست
وگرنه تا ۴۰ روز همین داستان رو داشتی
آخی نازی قربونش برم من...
خب بچه داری سخته دیگه...
ولی خیلی شیرینه...
آخی الهی بمیرم که تازه اولشه...
ایشالا بهتر میشه و لجبازیش کمتر میشه...
ینی عاشقش شدم با این کارش که پستونکو رد کرده و اوق زده خخخخخخ
جااااااااااااااااااااااااااااانم
به یاد پدر و مادرتون باشید که همین اوضاع رو پشت سر گذاشتند...خدا حفظش کنه انشااااااااااالله
زینب خیلییییییییی شکل خودت هستشا
حداقل چشماش که اینو میگه
خداوند یار و یاورت باعشه ننه
من چجوری ی روزی از خوابم بزنم خوب؟؟؟
والا! چجوری آخه!
تازه اول بیخوابیاته زی زی جان...
پستونکشُ یه کوچولو با نبات داغ شیرین کن بذار دَهَنش.چند بار که این کارُ کنی یاد میگیره بعدشم اینکه خودت با دست پستونکُ براش نگه دار البته توو دَهَنش فشار تده ها فقط کمکش کن که بتونه نگهش داره
مرسی!
زینبببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببب تو زایمان کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چه زووووووووود؟ وای خدا باورم نمیشه.من ذوووووووووق
اره. خانوم زود اومدن!
زی زی جان نی نی به صورت نرمال باید بیست ساعت در روز بخوابه اگر نمیخوابه شاید مشکلی هست. مثلا گوش درد، شکم درد یا یه چیز دیگه. یه کم بیشتر پیگیر باش. از کسانی که تجربه نی نی بزرگ کردن دارن هم مشورت بگیر. نی نی یکی از دوستام تا نه ماهگی فقط گریه میکرد اونم به خاطر کولیک ؟! (دیکته اش رو نمیدونم!
) ولی همون شکم درد مخصوص نی نی!
این حالش خوبه!
کاش همون تو شیکمت میموندش
نه بابا !
dusesh daram...
merC
الهی ایشالله زودی خوابش درست میشه عزیزم
ولی زینب به هیییییییییییچ عنوان بچه رو توی اتاق خودتون نخوابون
یه مطلبی بود میگفت توی اتاق بزرگ سالان هوایی هست که برای بچه مضره و دور از جون موجب خفگی میشه .. اینو گفتم خیلی حواستو جمع کنی خودت میری پیشش برو ولی نذار بینتون یا کنارتون تا وقتی که نوزاده بخوابه
اتاق خودش یخچاله بخاری نداره. بعد تکلیف اونا که اتاق ندارن چیه؟ ؟
الهی...
آوین مامانی و بابایی رو اذیت نکن دیگه خاله:"
اما زینب من شنیدم بعد از گذشت چهلمین روز از تولدش دیگه کمتر گریه میکنه و آرومتر میشه:)
الهی من فدای این دخمل ِ غر غرووووو بشممممممممممم
:D
اگه خواستی یکی 2ساعت ایمیلش کن اینور من واست نگه دارم :)))))
کاش واقعا میشد !
بالاخره نوشتی;-)کاملا درکت میکنم،ما تا 2. 3 ماه تا صبح بیدار بودیم چون نمیخوابید!همسر بیچاره هم بیدار میموند،بعضی شبا نوبتی میخوابیدیم،یادمه یه شب همسر نبود با مادر شوهر تا صبح بیدار بودیم!منم هرگز بهش پستونک ندادم،حسنش این بود نماز صبحمون قضا نمیشد اون موقع;-)
قدم نو رسیده مبارک باشه، یه چند وقتی هست که می خونمت
خوشحال می شم به من هم سر بزنی
الهی...الهی...
الهیییییییییییییییییییییییییییییییییییی
عزیزززززززززززززززززززززززززززیم
آخه چی بگم در مورد این جیگر!!!
سلام
عزیزم از خدامه این لحظه ها رو تجربه کنم...
با تموم وجودم از خدا می خوام منو ب ارزوم برسونه...
عزیزم دخملی شما زردی نداشت؟؟
نه خداروشکر.
سلام زینب جون. خوبی گلم؟
هی میومدم بهت سر میزدم که پست جدید برامون بزری گلم.
منم شنیدم بچه که از چلگی در اومد خوب میشه
راستی زینب جون غر غر کردناش به کی رفته؟ بابا یا مامانش؟
خدا حفظش کنه. 4 5 ماهش که شد خوش دست شد خودم میام برات نگهش میدارم.
تو کجایی؟
عاشق غر زدناشم. غر که میزنه انقد جیگر میشه !
خییییییییییلی قوی باش به قول بچه ها اول راهی
دوم اینکه با پستونک مخالف نباش اینجور وقتا به درد میخوره وقتایی که سیره ولی میخواد تو دهنش باشه یه چیزی
سوم اینکه خدا رو شکر باز فردا صبحش نمیخواستی بری سرکار!!!!! البته این اوایل که همه خونه ان ولی بعد از 6 ماه بچه بیشتر شیر میخوره و تو خیلی وقتا شب رو تا صبح یا شیر میدی یا عوضش میکنی و صبح باید بری سرکار!
ما که پویا کم کم باعث شد شوهری تخت رو ترک کرده و در اتاق دیگری بخوابد!
شوهر منم قصد عزیمت داشت اجازه ندادم ! گفتم اگه بری افسردگی زایمان میگیرم
2 . 3 ماه اول کاری بس سخت هستش . ایشالاه که دختری اروم تر بشه .
الهی عزیزم وای زینب فکر کن همسری من 4 شیفته
خدا کنه دختری درک کنه باباشو خخخخ امان از دست این وروجک ها
زینب جون چهارشنبه ثراره سز بشم دعا کن برامون
ای جوووووووووووووووونم.....حالا تازه اولشه....
ایشالا دخملی به مرور آروم تر میشه و میذاره مامان باباش راحت بخوابن...
الهیییییییییییییی عزیززم.
وای زینب همسایه ما تازه بچه دار شده. شبا همش جیغ میزنه. منم مثه اینه که خودم بچه دارم. وااای خیلی بده
ایشالا زودی از 3 ماه بگذره تا خوب بشه :* ولی خوب بچه انقدر شیرینه دیگه باید این سختیاشو با جونو دل بخری
راستی زی زی تو بعد از چند سال که از عروسیت گذشت بچه دار شدی؟
دختر من اصلا جیغ نمیزنه فقط نق میزنه. سه سال.
عزیزم .بچه هااکثراشبابیدارن
نازین
آخــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
منم نی نی بودم پستونک نچچچچ نمیخوردم
پس مث من نمیخوابه..
اهای زینب خانومی چیرا تشریف نمیاری کلبه مننننن؟هوم
هزارررررر ماشاالاااا چقد چشاش درشته مث چشای خودت
الهـــــــــــ
نی نی نگران بوده یه وخت یکی دیگهــ نخورهــ
خیلی نازه زینب ، واخعا
خوشم اومد خودش پستونکُ نخورد ! یه وقت تو بخوای کارِ بد کنی دخملیت نمیذاره
zeinaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaabi

chghaad zogh zaadee shodaam!!elahii begaardam ch dokhtaree naazi
elahii pa ghadaame in dokhmaalii mobaraak bashe
kheilii tabriik miigam beheet zeinabi
booooooooos
زینب جالا چرا عرضی؟خو بچه رو تو اون وسط له میکنین
تختش چا نشد جفت تختون؟روزمین بخوابین سنگین ترین
شما دو روزگی حموم میدین؟اینجا 10 روزگی
چه فرقی داره! هر چی زودتر بهتر ! خخخخ. بچه تمیزتر!
زینب ، کامنتای منو درج نمی کنی؟؟؟؟؟؟؟
خوبه منم مثه دخترت گریه کنم؟؟؟؟؟
هنوز کلی کامنت تایید نشده دارم
آخی
می خوای نی نی رو بده من نگه دارم. کامنتا رو تایید کن !!!
بیا . مال تو
نی نی مال من؟؟؟؟؟؟؟؟
آخه من که نمی تونم به به بهش بدم !!!!!!!!
من فقط می تونم بغلش کنم !!!
ولی کاش میشد از نزدیک ببینمش ، بغلش کنم و لپاشو بکنم !!!!
آخی قلفونش بچم من مثه کی شلوغه این دخمل ؟
ها حتما مچون اسمش آوینه مثه خودم شلوغه
عاشقشم چون این اسمو روش گذاشتی زینب بانو
به به خشک؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گناه داله نی نی :(
چاره ای نیست!
سلام زی زی بانو مامان خوشگل
دلم برات تنگ شده
فرشته کوچولوت چطوره شنیدم خیلی دختر ملوس و مهربونیه
منم با سمیرا تو نی نی سایت دوستم ها
من تو کلوپ اسفندی ها هستم گلم
آدرس کلوبتونو بده بیام پیشت
عکس دومیه خیلی دوس داشتنیه
خدا حفظش کنه عزیزم