X
تبلیغات
رایتل

:*  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 25 مهر‌ماه سال 1392 در ساعت 22:06

  دکتر و بیمارستانمو به صورت قطعی مشخص کردم. دوباره سونو شدم و خانوم دکتر گفت نی نی دختره گفتم میدونم :) 

برام دعا کنید. دوستان من وسط زمستون یعنی نیمه ی بهمن تاریخ زایمان دارم. شوهرم زمستونیه همیشه دلش میخواست بچشم زمستونی باشه!  نامرد به هدفش رسید  ولی من همیشه دوست داشتم بچم مثل خودم بهاری باشه  

 

 

برای اسم هم فعلا روی آوین کلید کردیم !  

معنی: 

تو کُردی :آو: همون آب هست. آوین یعنی دختری که  مثل آب زلال و پاک هست.

توی فارسی به معنای عشق پاک یا عشق هم معنی کردن. 

  

 

بدون اینکه من چیزی بگم رفتنمون برای عید غدیر کنسل شد  البته اگه کنسلم نمیشد من نمیرفتم!  

این روزا خیلی کم همسرو میبینم تا 10 آبان که کارخونه دوباره راه بیفته. همه ی روزای تعطیل و جمعه هام رفته. شبا هم تا دیر وقت سرکار بوده. با اینکه کنارمه دلم براش تنگه  

  

چون دارم تمام تلاشمو میکنم حداکثر تا آخر آبان ماشین بخریم و الانم به یه پراید چند سال کار کرده بسنده کردم ، یک عدد خانوم مقتصد شدیدا اکونومیک شدم !  از اونجایی که همسر درکش تو یه سری چیزا واقعا بالاست ( خداروشکر! ) با وجود خستگی تموم ، به من که بیرون از خونه بودم زنگ زد و پیشنهاد داد چون این مدت همش احساس تنهایی کردم شام بریم بیرون !  که من گفتم نه نمیخواد. هم شما خسته ای هم بیرون رفتنمون حداقل 30-40 تومن میشه  خودم برات یه غذای خوشمزه درست میکنم!  بعدشم بهش گفتم با اجازه تو عابر بانکت 18 تومن بیشتر نیست تا آخررررررر ماه با همون 18 تومن سر میکنی. گفت واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟چرا؟؟؟؟ گفتم چون خالیش کردم گذاشتم جایی قراره وام بگیرم ! یه خورده ناراحت شد (از اینکه بهش نگفتم حسابش خالیه نارحت شد ، نه اینکه میخوام وام بگیرم)  و گفت خب چرا به من نمیگی؟ نمیگی میرفتم یه جایی خرید میکردم بعد کارت میکشیدم ضایع میشدم چقد بد بود؟؟؟؟ گفتم: خب عزیزم من الان دارم بهت میگم دیگه! نیم ساعتم نیست خالیش کردم الانم عابر بانکت دست منه و میدونستم تو خونه نیستش که بری خرید کنی ! تموم !  

 

 موبایلمم گرفتم آوردم خونه دیدم درست نشده!!!!!  دوباره فرستادمش یزد

baby development